X
تبلیغات
زولا
شبکه جهانی مستفیض نما

بیشتر نوشته های این بلاگ نوشته های شخصی نویسندگان است و لذا خواهشمند است در صورت کپی و استفاده از این مطالب منبع و نام نویسنده را ذکر کنید.
-----------------------------------------------------------------------------------------


پریروزها مطلبی می خواندم درباره ی اینکه وقتی بچه بودیم می زدند روی شانه مان و می گفتند شبیه بقیه نباش! همه خودشان را از پشت بام بیندازند، تو هم باید بیندازی؟
بعدتر وقتی بزرگ شدیم ماجرا برعکس شد، والدین، اقوام و دوستانی داریم که هرروز به ما می گویند چرا شبیه بقیه نیستی؟ چرا مثل بقیه زندگی نمی کنی؟ چرا احساساتت٬ خواسته هایت٬ دنیایت شبیه بقیه نیست؟ چرا آدمیزادی زندگی نمی کنی؟
نمی دانم تخیل، کجای آن سال‌ها می آید سراغت ؟ کجای آن ماجرا شروع می کنی به ترسیم و تصویر زندگی متفاوتی از دوستان و همبازی هایت؟ چه رویایی می بافی و کدام سال می روی دنبالش تا شبیه بقیه نباشی؟اصلا ناظم و معلم یادشان هست که صدبار گفته اند تو درس بخوان، تو گریه نکن، تو ندو، شبیه بقیه نباش؟حتما نه، یک چیزی پرانده اند، می پرانند.و بعد فراموش می کنند.
می دانید هیچکس مسوولیت این اتفاق را نمی پذیرد، این تنهایی بزرگ را که نمی توانی شبیه به بقیه خوشحال باشی، عشق برایت معنی بزرگی دارد، هدیه های معمولی خوشحالت نمی کند و چون شبیه بقیه نیستی زجر می کشی. همه ی ما این درد را همراه خودمان می کشیم، حتی اگر یاد گرفته باشیم محض حفظ داشته ها نقشی جدید را ایفا کنیم: شبیه دیگران بودن!
اما خودمان که بهتر می دانیم، هم دروغ می گوییم،هم شبیه دیگران نیستیم ، هم تنهاییم، هم درد می کشیم. و تنها کاری که می توانیم بکنیم این است :یک روز بچه ی هفت ساله مان را بنشانیم روبرویمان و برایش توضیح بدهیم که شبیه دیگران بودن و شبیه دیگران نبودن چه معایب و مزایایی دارد.به او حق انتخاب بدهیم.همین. "آلما توکل



منبع:


http://almatavakollll.blogfa.com/category/1


نوشته شده توسط مریم در جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 21:29| نظرات (0)


Design And Template By www.3sotDownload.com